.

والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم

.

والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم

برگرفته از « الهی نامه علامه حسن زاده آملی »

الهى ! بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهى ! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهى ! یا من یعفو عن الکثیر و یعطى الکثیر بالقلیل از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى ! سالیانى مى‏پنداشتم که ما حافظ دین توایم استغفرک اللهم در این لیلة الرغائب هزار و سیصد و نود فهمیدم که دین تو حافظ ما است احمدک اللهم.

الهى ! چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

الهى ! ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچکاره ‏ایم و تنها تو کاره اى.

الهى ! از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.

الهى ! شان این کلمه کوچک که به این علو و عظمت است پس یا على یا عظیم شان متکلم اینهمه کلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.

الهى ! واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.

الهى ! چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.

الهى ! چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت...