.

والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم

.

والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم

به بهانه وفات عقیله بنی هاشم ، حضرت زینب کبری (س)

بنشین تا به تو گویم زینب
غم دل با تو بگویم زینب 

بعد من قافله سالار تویی، خواهر من
دختر حیدر کرار تویی، خواهر من 

خون ما جمله در این دشت روان خواهد شد
خولی و شمر به ما دشمن جان خواهد شد، خواهر من 

خواهرم، اکبر و عباس و علی اصغر من
هدف نیزه و پیکان جفا خواهد شد خواهر من 

جمله یاران حسین در سفر کرب و بلا
سر به کف، جان به ره دین خدا خواهد شد، خواهر من 

خواهرم، خون شهیدان به بیایان بلا
نهر جوشنده و پر شور و نوا خواهد شد خواهر من 

چون که با دجله و با نهر فرات آمیزد 
خواهرم خوب نگر تا که چه ها خواهد شد خواهر من 

موج طوفنده و غرّان چو هزاران شمشیر
بی امان بر سر عُدوان خدا خواهد شد، خواهر من 

چون که خون شهدا چشم عدو را بندد
بزم طاغوت به یک لحظه عزا خواهد شد، خواهر من 

بعد من خواهر من باز نما قصه ما
چو زبانت سپر آل عبا خواهد شد، خواهر من 

چون که بر نی سر پر خون حسینت بینی
خواهرم، صبر نما! ظلم فنا خواهد شد خواهر من 

اهل بیتم همه در سوگ پدر می گریند
ام کلثوم در آن دم به نوا خواهد شد، خواهر من 

گر تو را مضطر و نالان و پریشان بینند
شاد و خندان دو لب دشمن ما خواهد شد، خواهر من 

لشگر خصم شما را به اسیری گیرند
شام غم مسکن و مأوای شما خواهد شد، خواهرمن 

این زمان نوبت شمشیر زبان می اید
تیز و برّان چو خون شهدا خواهد شد، خواهر من

تقسیم کار در شبانه روز در روایتی از امام موسی کاظم (ع)

امام کاظم فرمودند :

« إِجْتَهِدُوا فى أَنْ یَکُونَ زَمانُکُمْ أَرْبَعَ ساعات:ساعَةً لِمُناجاةِ اللهِ، وَ ساعَةً لاَمْرِالْمَعاشِ، وَ ساعَةً لِمُعاشَرَةِ الاِخْوانِ والثِّقاةِ الَّذینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَیُخَلِّصُونَ لَکُمْ فِى الْباطِنِ، وَساعَةً تَخْلُونَ فیها لِلَذّاتِکُمْ فى غَیْرِ مُحَرَّم وَبِهذِهِ السّاعَةِ تَقْدِروُنَ عَلَى الثَّلاثِ ساعات »

بکوشید که اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:

1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا

2 ـ قسمتى براى تهیّه معاش

3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد که عیبهاى شما را به شما می فهمانند و در دل ، به شما اخلاص می ورزند

4 ـ و قسمتى را هم در آن خلوت می کنید براى درک لذّت هاى حلال و به وسیله انجام این قسمت است که بر انجامِ وظایف آن سه قسمت دیگر توانا می شوید.

علمدار دشت نینوا

تو آن راز رشیدی

که روزی فرات 

بر لبت آورد 

و ساعتی بعد

در باران متواتر پولاد 

بریده بریده 

افشا شدی

و باد 

تو را با مشام خیمه گاه

در میان نهاد 

و انتظار در بُهت کودکانه ی حرم 

طولانی شد 

تو آن راز رشیدی 

که روزی فرات 

بر لبت آورد

و در کنار درک تو 

کوه از کمر شکست